۱۳۸۶۰۸۲۴

خانواده سبز معماری

آوخ،که چقدربه تور من می خورند ابرمعمارانی کولهاس باز،با گرایشاتی هایپر مدرن درتفکر معماری که جریان های یک ماه پیش دنیا برایشان قدیمی محسوب شده وبه مجلات معماری کمتر از پریروز راضی نمی شوند. صحبت شا ن همیشه از کانتینیس و اسکول آف فیش وهایبرید اسپیس و کسپ وفولد وکیاس تیری با لهجه های محلی دالاسی یا لیور پولی است و از ستارگان معماری با اسم کوچک جوری یاد می کنند که فکر می کنی با باجناق طرف روبروهستی.ازمعماری آوانگارد که حرف می زنند رگ های گردنشان سفت و عمود ورادیکال می شود و با اخم خفیف ِ جدیتی هنر مندانه- فلسفانه به همین حرف ها گوش می دهند اما در ادامه بحث وقتی که وارد ماشینشان می شوی، صلای دل انگیز ِ تو خودت نمره بیستي ِ برادر کامران ودوئت پر غمیش پسر کُش برادر هومن را میشنوی که ایضا" تکرار می کند که شما هم نمره بیستی..... (امینم و بریدنی و نمونه های سایکو ترنسی ، با حرکات خفیف ِ هدزدنی اکس پارتیانه نیزدر هنگام رانندگی مشاهده شده است)درمورد ادبیات که صحبت می شود اشو وگیتی خوشدل و پائولوکوئیلو مشترکا به مقام خدایی رسیده وهری پاتر و دوستان در هیات پیغمبران قرار می گیرند.سینما نیز با اسپیلبرگ شروع وبه ماتریکس ختم شده است

آیا هنر های دیگردر برابر معماری عددی نبوده وداخل آدم محسوب نمی شوند؟ یا این دوستان فکرمی کنند که معماری به سرعت نور در حال حرکت است اما ادبیات و موسیقی سر وگوششان جای دیگری گرم است و به قرتی بازی مشغولندوکلن برای سرگرمی مناسبند...چرا دوستانی که در معماری سد شکن وتابو له کن وپیشرو فکر می کنندو معماری را فعالییتی فرهنگی و فرهیخته می دانند به موسیقی و سینما که می رسند سلیقه شان از مرز های نما رومی فراتر نمی رود.؟ آیا معماری مسیری ایزوله و وکیوم شده ومجزاست؟ یا اوصولا" هر هنری به کار خود؟.............................

گونتر گراس ،هانریش بل،.توماس مان نویسندگانی هستند در کتابهایشان به کرات از نقاشی به جزء مینویسند اوکتاویو پاز شاعر، تاریخ زیبایی شناسی می نویسد و کوندرا تاریخ موسیقی را موازی با تاریخ رمان بررسی می کند آپولینر شاعر از گرافیک نقاشان آوانگارد در نحوه نوشتار اشعارش استفاده می کرد، لیبسکیند معمار به موسیقی مسلط است، لوکوربوزیه تا مدتها معماری و نقاشی را موازی پیش می برد،معماران مدرن بسیار زیاد از مجسمه ها و نقاشی های معاصرشان در ساختمانهایشان استفاده کرده اند..میرمیران سنگ آفتاب پاز را کنار طرح هایش می نوشت واسم جودت بهمراه زنده رودی وپیلارام جزء موسسان جنبش سقا خانه هست، سیحون ودیبا ودیگران هم

.................................................................................................................

دلیل این مساله هر چه باشد فکرمی کنم وبلاگستان جای خوبی است برای بالا بردن سطح سلیقه و افق گشایی. با محدود نکردن حیطه رفت وآمد به معماری و وارد شدن به گروه بلاگ هایی با گرایشات مختلف و البته گفتگو -که اثری از آثارش در بلاگ های معماری نیست_ می شود حداقل توازنی در مصرف آثار هنری به وجود آورد.

۴ نظر:

kami گفت...

kash mishod ba aan negahe jharf va fekre amighetan, choonan ke emrooze modern be postmodern minegarad va ba aan ertebat bargharar mikonad, shoma niz be pish az diplom nazari miafkandid va andaki ham ba aan zaban sokhan mifarmoodid ke ma ham haliman shavad ke che golvaje hayee talavat mifarmayeed!!!

ayda گفت...

hastam ino.

SEMiramis گفت...

ابرمعماران کولهاس باز!!!!!!!!!!
بیچاره کولهاوس!!!!!!!

ناشناس گفت...

به معنای واقعی کلمه لذت بردم.از اولین روزی که وارد معماری شدم8 سال می گذره و همیشه با خودم فکر می کردم چرا رفقای من هیچکدام مثل خودم معمار نیستند.یا نقاشند یا شاعرند یا گرافیستند.چون معمار ها جز از معماری-والبته آن هم کاملا فنی- از زمینه دیگر هنر ها هیچ اطلاعی ندارند.